محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
101
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
بويژه دربارهء اقليمى كه ميهن أو است ، پس ايرادى بر من نتواند بود كه آن را دو بخش كردهام . اگر گفته شود : اكنون كه تو أو را پيشوا ساختى پس چرا با وى خلاف كرده خراسان [ وهيطل ] را يك إقليم خواندى ؟ گوئيم دو پاسخ داريم ، يكى آنكه : نخواستيم كشور سامانيان را دو پاره . سازيم وايشان به پادشاهان خراسان معروفند با اينكه دار الملك ايشان در هيطل مىباشد . دوم آنكه : أبو عبد اللّه جيهانى كه أو نيز در اين دانش پيشوا است ، خراسان را دو بخش نكرده است ، پس روش ما از يك سو موافق آن دو واز يك سو با آنها دگرگون است . [ C : ابن خردادبه وابن فقيه نيز كه خود از پيشوايان اين دانش هستند هيچكدام خاوران را دو إقليم ندانستهاند ، پس من گفتهء فارسي « 1 » در دو سو بودن اين إقليم را به دو بخش بودن معنى كردم وگفتهء ديگران را بر يك إقليم بودن خراسان صريح شمردم . نبينى كه چون از پيغمبر دو حديث بيايد كه در يكى گويد : دستهايش را تا بناگوش بالا برد ، ودر ديگرى گويد : دستهايش را تا شانههايش بالا برد ، فقيهان جمع ميان آن دو را بهتر شمرند ؟ . اگر معترضى بگويد : روش تو با همه ناسازگار است ، مىگويم : مخالفت من با غلطهاى ايشان است . اگر سخنان ايشان همگى درست بود كه من نيازى به بردن رنج اين تاليف نداشتم ، ولى من نديدم كه ايشان بر المسالك والممالك واشكال وعجايب جهان وعلم نجوم چيزى بيفزايند . إقليم مغرب را نيز من بر قياس سرزمين خاوران تقسيم كردهام ، زيرا كه هر يك از آنها در يك سر خط طول ( جغرافيائى )
--> ( 1 ) در اينجا نيز مانند پانوشت پيشين واژه فارسي تعبير نسخهء C است وشايد همان استخرى را خواسته كه از أبو زيد بلخى گرفته است .